یکسالی میشه پست نذاشتمداشتم نظرات دوستان قدیمی رو که به وبلاگ سر میزدند میخوندمبرای سالها پیشه!عملا از روزی که رسیدیم به همدیگه ، درد و دل هامو مستقیما به خودت میگمدیگه لازم نیست با بغض و دلتنگی بنویسماونم از کیلومترها دورترخب واقعیتشخوندن مطالب گذشته فقط یه چیز رو به من ثابت میکنهاینکه قدرت خدارو دست کم نگیرممن از اون روزی که توی دلم دوستت داشتم و به هیچ کس نگفتم حتی خودت یعنی بیشتر از 9 سالاز اون روزی که اعتراف کردم دوستت دارم که 8 سال گذشتههرگز و هرگز توی مخیله ام نمیگنجید ما کنار هم باشیمیعنی عشق ممنوع من اینقدر دست نیافتنی بودمن فقط از خدا میخواستم که حداقل وقتی مردم و رفتم پیشش تو دیگه ممنوع نباشیو من بتونم کنارت باشم و دستت رو بگیرمو الان وقتی خدا بعد از سالهات تورو به من دادو با تلخی ها و سختی هایی که کشیدیمبا این وجود، غیر ممکن رو ممکن کرداین عظمتش که انقدر مهربونهمن رو به تعظیم وا میدارهمن از خدا باز هم میخوامچیزهای بزرگتر و بهتر و در کنارش شکر برای نعمت های ممکن و غیرممکنشکه هرچی داریم از تو داریمالحمد الله عاشق شدیم به همین سادگی!...
ما را در سایت عاشق شدیم به همین سادگی! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: شنبه 17 دی 1401 ساعت: 11:55